disruption

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

dis·rup·tion/dɪsˈrʌpʃən/
dis-apart, reverseruptbreak-tionnoun suffix
noun (اسم)commonplural (جمع): disruptions

اسم — اختلال

اختلالمزاحمت

مختل شدن یا وقفه‌ای که مشکلات ایجاد می‌کند یا کاری را متوقف می‌کند.

Interruption or disturbance that causes problems or stops something.

«اختلالی در تامین برق وجود داشت.»

There was a disruption in the power supply.

«این اختلال باعث تأخیر در پروژه شد.»

The disruption caused delays in the project.

تفاوت با واژه‌های مشابه
interruptionوقفه

رایج؛ معنای مشابه ولی گاهی کمتر شدید.

Common. Similar meaning but sometimes less severe than disruption.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000