distal

dis·tal/ˈdɪstəl/
adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more distalsuperlative (عالی): most distal

صفت — دورتر

دورتردور از مرکز

واقع شده دورتر از مرکز بدن یا محل اتصال

Situated away from the center of the body or point of attachment

«قسمت دورتر بازو، دست است.»

The distal part of the arm is the hand.

«درد در ناحیه دورتر اندام احساس می‌شود.»

Pain is felt in the distal region of the limb.

تفاوت با واژه‌های مشابه
remoteدور

در متن عمومی شبیه است اما distal بیشتر در آناتومی کاربرد دارد.

In general context similar, but 'distal' is more anatomical and precise.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000