distract

dis·tract/dɪˈstrækt/
dis-apart / away / negationtractto pull / draw
verb (فعل)common

فعل — حواس‌پرت کردن

حواس‌پرت کردنمشغول کردن

جلب توجه کردن به چیزی دیگر به‌طوری که فرد نتواند روی موضوع اصلی تمرکز کند.

To draw someone's attention away from something, causing them to lose focus.

«صداهای بلند می‌توانند دانش‌آموزان را هنگام امتحان حواس‌پرت کنند.»

Loud noises can distract students during exams.

«وقتی دارم کار می‌کنم حواسم را پرت نکن.»

Don't distract me while I'm working.

تفاوت با واژه‌های مشابه
divertمنحرف کردن

رسمی/متداول. وقتی درباره توجه یا منابع است جایگزین distract می‌شود، مثلاً divert attention. برای عوامل حواس‌پرت‌کن فیزیکی مثل صدا مناسب نیست.

Formal/common. Can replace 'distract' when talking about attention or resources, e.g. 'divert attention.' Not used for physical distractions like noise.

sidetrackمنحرف کردن

غیررسمی. مثل distract است ولی بیشتر درباره تاخیر یا تغییر مسیر تمرکز، معمولاً درباره گفتگو یا برنامه‌ها به‌کار می‌رود.

Informal. Similar to distract but often with the idea of delay or shifting focus off-track; often used for conversations or plans.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000