در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
اسبی آرام، پیر یا معمولی که برای کارهای کشاورزی یا کشیدن گاری استفاده میشود.
A gentle, old, or ordinary working horse, often used for pulling a cart or plough.
«اسب پیر کار با ثبات گاری را در طول مسیر کشید.»
“The old dobbin pulled the cart steadily along the lane.”
«او با محبت گردن اسب کارش را نوازش کرد.»
“He affectionately patted his dobbin's neck.”
غیررسمی/کمی تحقیرآمیز. اسبی پیر یا فرسوده. در حالی که هر دو به اسبهای مسنتر اشاره دارند، 'nag' اغلب بار معنایی از کار افتادگی یا دشوار بودن را دارد، در حالی که 'dobbin' بر طبیعت آرام و کاری آن تأکید میکند. مثال: 'اسب پیر کشاورز بالاخره بازنشسته شد' کار میکند. 'دابین با صبر گاری را کشید' مثبتتر به نظر میرسد.
Informal/Slightly derogatory. An old or worn-out horse. While both refer to older horses, 'nag' often carries a connotation of being past its prime or being difficult, whereas 'dobbin' emphasizes its gentle working nature. 'The farmer's old nag finally retired' works. 'Dobbin patiently pulled the cart' sounds more positive.
روزمره. اسبی که برای کارهای سنگین مانند شخم زدن یا کشیدن بار استفاده میشود. در اشاره به اسبی که برای کار استفاده میشود، عمدتاً با 'dobbin' قابل تعویض است، اما 'workhorse' میتواند به صورت استعاری برای فرد یا چیزی که کار سخت زیادی انجام میدهد نیز استفاده شود. مثال: 'آن تراکتور قدیمی یک اسب کار واقعی است' کار میکند. 'آن دابین پیر یک اسب کار واقعی است' برای اسب کار میکند، اما برای تراکتور نه.
Everyday. A horse used for heavy work, such as plowing or pulling. It's largely interchangeable with 'dobbin' in referring to a horse used for labor, but 'workhorse' can also be used metaphorically for a person or thing that does a lot of hard work. 'That old tractor is a real workhorse' works. 'That old dobbin is a real workhorse' works for a horse, but not a tractor.