doby

do·by/ˈdoʊbi/
noun (اسم)archaicplural (جمع): dobies

اسم — احمق

احمقکندذهن

(منسوخ، نادر) فردی احمق یا نادان.

(Obsolete, rare) A foolish or stupid person.

«اینقدر احمق نباش و به نصیحت من گوش کن.»

Don't be such a doby and listen to my advice.

«داستان قدیمی از یک احمق روستایی صحبت می‌کرد که همیشه به دردسر می‌افتاد.»

The old tale spoke of a village doby who always got into trouble.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000