domitable

do·mi·ta·ble/ˈdɒm.ɪ.tə.bəl/
adjective (صفت)archaiccomparative (تفضیلی): more domitablesuperlative (عالی): most domitable

صفت — قابل رام شدن

قابل رام شدنقابل کنترل

قابل رام شدن یا کنترل شدن.

Able to be tamed or controlled.

«اسب به طور شگفت‌انگیزی رام شدنی بود.»

The horse was surprisingly domitable.

«ماهیت رام شونده او آموزش را آسان کرد.»

His domitable nature made training easy.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000