در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دیوانه یا از نظر ذهنی به هم ریخته؛ اغلب به صورت طنز یا محاورهای به کار میرود.
Crazy, mad, or mentally unbalanced; often used humorously or colloquially.
«بعد از کار زیاد، او دیوانه شد.»
“He went doolally after working too much.”
«دیوانهبازی را کنار بگذار و تمرکز کن.»
“Stop being doolally and focus.”
رایج. غیررسمی برای عدم تعادل ذهنی؛ کاربردهای مشابه ولی کمتر منطقهای.
Common. Informal for mentally unbalanced; similar usage contexts but less regional.
رایج. مترادف غیررسمی، در بسیاری از بافتهای معمول قابل جایگزینی.
Common. Informal synonym, interchangeable in many casual contexts.