doodle
doo·dle/ˈduːdəl/
1noun (اسم)common
اسم — خِرَدَنگ
خِرَدَنگطرح سرسری
طرح ساده و بیهدف که بدون فکر زیاد کشیده میشود
A simple, spontaneous drawing made without much thought
«او صفحه را با خِرَدَنگ پر کرد.»
“She filled the page with doodles.”
«او هنگام صحبت با تلفن شروع به نقاشی بیهدف کرد.»
“He doodled while talking on the phone.”
تفاوت با واژههای مشابه
sketch— طرح
متداول. طرحی سریع یا خام، اغلب با قصد بیشتر نسبت به doodle.
Common. A quick or rough drawing, often more deliberate than a doodle.
2verb (فعل)commonpast (گذشته): doodledpast participle (مفعولی): doodled-ing (حال): doodling3rd (سوم): doodles
فعل — طرح زدن سرسری
طرح زدن سرسری
نقاشی یا طراحی بیهدف معمولاً هنگام حواسپرتی
To draw aimlessly, usually while distracted
«او در جلسه طرح میکشید.»
“He doodled during the meeting.”
«کودکان اغلب در دفترهایشان خردنگ میکشند.»
“Kids often doodle in their notebooks.”
تفاوت با واژههای مشابه
sketch— طرح زدن
متداول. ممکن است کمی با قصد بیشتر نسبت به doodle باشد.
Common. May imply slightly more intentional than doodle.