doomed

/duːmd/
doomfate or destiny, usually bad-edpast tense / adjective form
adjective (صفت)common

صفت — محکوم به شکست

محکوم به شکستقضیة پوست

قطعی است که شکست بخورد یا سرنوشت ناموفقی داشته باشد.

Certain to fail or suffer a bad fate; destined for failure or destruction.

«شرکت محکوم به ورشکستگی است.»

The company is doomed to fail.

«بعد از تصادف احساس ناامیدی کرد.»

He felt doomed after the accident.

تفاوت با واژه‌های مشابه
doomedمحکوم

این صفت تنها یک شکل دارد؛ هم‌معنی دقیق ندارد.

There is only one form for this adjective; no exact synonyms mostly used.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000