dooms

/duːmz/
verb (فعل)formalpast (گذشته): doomedpast participle (مفعولی): doomed-ing (حال): dooming3rd (سوم): dooms

فعل — محکوم کردن

محکوم کردنسرنوشت دادن

پیش‌بینی یا محکوم کردن به سرنوشتی وحشتناک یا شکست.

To predict or condemn to a terrible fate or failure.

«آنها با برنامه‌ریزی ضعیف پروژه را محکوم به شکست می‌کنند.»

They dooms the project to fail with poor planning.

«کارشناسان شهر را بدون تعمیرات محکوم به سیل می‌دانند.»

Experts dooms the city to flooding without repairs.

تفاوت با واژه‌های مشابه
condemnمحکوم کردن

رسمی. هنگامی که درباره نتیجه بد حکم می‌دهند مشابه است.

Formal. Similar meaning when passing judgment about a bad outcome.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000