doormat

door·mat/ˈdɔːrˌmæt/
1noun (اسم)commonplural (جمع): doormats

اسم — پادری

پادریفرشچه در

پادری کوچکی که جلوی در می‌گذارند تا کفش‌ها را تمیز کنند.

A mat placed in front of a door for wiping shoes.

«لطفاً قبل از ورود، پاهای خود را روی پادری تمیز کن.»

Please wipe your feet on the doormat before entering.

«بعد از باران، پادری کثیف شده بود.»

The doormat was dirty after the rain.

تفاوت با واژه‌های مشابه
matفرشچه

روزمره. واژه عمومی برای تکه‌های کوچک پارچه یا مواد روی زمین؛ وقتی مفهوم روشن است می‌تواند جایگزین doormat شود.

Everyday. General term for small pieces of fabric or material on the floor; can replace doormat when context is clear.

rugقالیچه

روزمره. معمولاً بزرگ‌تر و تزئینی‌تر از پادری است؛ همیشه قابل جایگزینی نیست.

Everyday. Usually larger and more decorative than a doormat; not always interchangeable.

2noun (اسم)informalplural (جمع): doormats

اسم — کسی که پایمال می‌شود

کسی که پایمال می‌شودآدم رام و تسلیم

کسی که دیگران به راحتی او را ناراحت می‌کنند یا از او سوءاستفاده می‌کنند.

A person who is treated badly and allows others to take advantage.

«او خیلی رام است؛ همه از او سوءاستفاده می‌کنند.»

He’s such a doormat; everyone takes advantage of him.

«خودت را پایمال نکن — برای خودت قاطع باش.»

Don’t be a doormat—stand up for yourself.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pushoverآدم رام

غیررسمی. برای کسی که آسان کنترل یا سوءاستفاده می‌شود؛ در بافت‌های معمولی قابل جایگزین است.

Informal. Used for someone easily influenced or taken advantage of; interchangeable in casual contexts.

doormatکسی که پایمال می‌شود

غیررسمی. همان معنای واژه اصلی؛ معمولاً در زمینه‌های روابط شخصی به کار می‌رود.

Informal. Same as headword; often used in personal relationship contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000