doping

dop·ing/ˈdoʊpɪŋ/
dopea drug or substance-ingpresent participle or gerund
1noun (اسم)formal

اسم — دوپینگ

دوپینگاستفاده از داروهای ممنوعه

استفاده از مواد ممنوعه برای بهبود عملکرد ورزشی.

The use of banned substances to enhance athletic performance.

«ورزشکار به علت دوپینگ محروم شد.»

The athlete was banned for doping.

«دوپینگ در ورزش‌های حرفه‌ای ممنوع است.»

Doping is prohibited in professional sports.

2verb (فعل)formalpast (گذشته): dopedpast participle (مفعولی): doped-ing (حال): doping3rd (سوم): dopes

فعل — تجویز مواد ممنوع

تجویز مواد ممنوعدوپینگ کردن

دادن ماده‌ای ممنوع به ورزشکار یا حیوان برای بهبود عملکرد.

To give an athlete or animal a banned substance to improve performance.

«آن‌ها به اسب‌ها داروهای ممنوع دادند تا سرعتشان افزایش یابد.»

They were doping horses to increase speed.

«او به دوپینگ در مسابقات اعتراف کرد.»

He admitted doping during competitions.

تفاوت با واژه‌های مشابه
drugدارو دادن

عامیانه است و به دادن ماده اشاره دارد؛ دوپینگ خاص مواد ممنوع ورزشی است.

Informal. Means administering substances; doping is specific to banned substances in sports.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000