dozing

doz·ing/ˈdoʊ.zɪŋ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): dozedpast participle (مفعولی): dozed-ing (حال): dozing3rd (سوم): dozes

فعل — چرت زدن

چرت زدنخواب کوتاه

حال استمراری فعل چرت زدن؛ خواب سبک یا خواب کوتاه داشتن.

Present participle of doze: to sleep lightly or nap briefly.

«او در طول جلسه چرت می‌زد.»

He was dozing during the meeting.

«او را دیدم که روی مبل چرت زده است.»

I caught her dozing on the couch.

تفاوت با واژه‌های مشابه
nappingچرت زدن

رایج. زمانی که به خواب کوتاه یا سبک اشاره دارد، با dozing قابل تعویض است.

Common. Interchangeable with dozing when referring to short or light sleep.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000