drape
فعل — آویختن پارچه
قرار دادن پارچه به صورت آزاد و چیندار روی چیزی.
To arrange cloth or fabric loosely in graceful folds over something.
«او شال را به صورت چن دار روی شانههایش انداخت.»
“She draped the scarf around her shoulders.”
«پردهها به صورت چیندار روی پنجره آویخته شده بودند.»
“The curtains were draped over the window.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. وقتی حرف از آویزان کردن پارچه باشد قابل جایگزین است، اما drape حالت چین دار بیشتری دارد.
Common. Can replace 'drape' when meaning to suspend fabric, but drape implies more graceful folds.
متضادها
اسم — چین پارچه
پارچهای که به صورت چیندار روی مبلمان، پنجره یا بدن قرار گرفته است.
A cloth arranged in loose folds over furniture, windows, or a body.
«چینهای پارچه روی مبل از مخمل بود.»
“The drape on the sofa was velvet.”
«پردههای ضخیم نور خورشید را میگرفتند.»
“Heavy drapes blocked the sunlight.”