drape

/dreɪp/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): drapedpast participle (مفعولی): draped-ing (حال): draping3rd (سوم): drapes

فعل — آویختن پارچه

آویختن پارچهپوشاندن با پارچه

قرار دادن پارچه به صورت آزاد و چین‌دار روی چیزی.

To arrange cloth or fabric loosely in graceful folds over something.

«او شال را به صورت چن دار روی شانه‌هایش انداخت.»

She draped the scarf around her shoulders.

«پرده‌ها به صورت چین‌دار روی پنجره آویخته شده بودند.»

The curtains were draped over the window.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hangآویختن

رایج. وقتی حرف از آویزان کردن پارچه باشد قابل جایگزین است، اما drape حالت چین دار بیشتری دارد.

Common. Can replace 'drape' when meaning to suspend fabric, but drape implies more graceful folds.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): drapes

اسم — چین پارچه

چین پارچهپرده

پارچه‌ای که به صورت چین‌دار روی مبلمان، پنجره یا بدن قرار گرفته است.

A cloth arranged in loose folds over furniture, windows, or a body.

«چین‌های پارچه روی مبل از مخمل بود.»

The drape on the sofa was velvet.

«پرده‌های ضخیم نور خورشید را می‌گرفتند.»

Heavy drapes blocked the sunlight.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000