droll

/droʊl/
adjective (صفت)literarycomparative (تفضیلی): drollersuperlative (عالی): drollest

صفت — خنده‌دار خشک

خنده‌دار خشکشوخ‌طبععجیب و بامزه

عجیب یا غیرعادی به شیوه‌ای که باعث سرگرمی خشک و بی‌احساس می‌شود.

Curious or unusual in a way that provokes dry amusement.

«او حس شوخ‌طبعی عجیبی داشت که همه را به لبخند وامی‌داشت.»

He had a droll sense of humor that made everyone smile.

«کمدین یک مونولوگ خنده‌دار خشک درباره زندگی روزمره اجرا کرد.»

The comedian delivered a droll monologue about everyday life.

تفاوت با واژه‌های مشابه
amusingسرگرم‌کننده

روزمره. 'سرگرم‌کننده' یک اصطلاح عمومی برای هر چیزی است که باعث تفریح می‌شود. 'Droll' به طور خاص به طنزی ظریف، اغلب کم‌گفته شده و تا حدی عجیب اشاره دارد. 'یک اظهارنظر دُرُل' معمولاً خاص‌تر از 'یک اظهارنظر سرگرم‌کننده' است.

Everyday. 'Amusing' is a general term for anything that causes amusement. 'Droll' specifically implies a subtle, often understated, and somewhat eccentric humor. 'A droll comment' is usually more specific than 'an amusing comment'.

wittyبذله‌گو

رایج. 'بذله‌گو' به هوشمندی و سرعت فکر در طنز اشاره دارد. در حالی که طنز دُرُل می‌تواند بذله‌گو باشد، 'droll' بر ماهیت عجیب و غریب طنز تأکید می‌کند تا صرفاً هوشمندی. 'یک سخن بذله‌گو' ممکن است تیز باشد، در حالی که 'یک سخن دُرُل' ممکن است به طرز ظریفی پوچ باشد.

Common. 'Witty' implies cleverness and quick thinking in humor. While droll humor can be witty, 'droll' emphasizes the odd or quirky nature of the humor rather than just the cleverness. 'A witty remark' might be sharp, while 'a droll remark' might be subtly absurd.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000