drizzled

driz·zled/ˈdrɪzəld/
verb (فعل)commonpast (گذشته): drizzledpast participle (مفعولی): drizzled-ing (حال): drizzling3rd (سوم): drizzles

فعل — باران نم‌نم باریدن (گذشته)

باران نم‌نم باریدن (گذشته)

باران نم‌نم باریدن با قطرات بسیار ریز (گذشته و شکل مفعولی «drizzle»).

Rained lightly in very fine drops (past tense and past participle of 'drizzle').

«دیروز تمام صبح باران نم‌نم بارید.»

It drizzled all morning yesterday.

«بعد از ناهار آسمان باران نم‌نم بارید.»

The sky drizzled after lunch.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000