druggie

drug·gie/ˈdrʌɡi/
druga medicine or narcotic-ieinformal diminutive suffix, indicating person
noun (اسم)informalplural (جمع): druggies

اسم — معتاد

معتادمواد فروش

فردی که به طور مکرر از مواد مخدر غیرقانونی استفاده می‌کند (عامیانه و تحقیرآمیز).

A person who habitually uses illegal drugs; a drug addict (informal, derogatory).

«او قبلاً معتاد بود ولی حالا در حال ترک است.»

He used to be a druggie but is now in recovery.

«محله با مشکلات مربوط به معتادان دست به گریبان است.»

The neighborhood suffers from problems with druggies.

تفاوت با واژه‌های مشابه
addictمعتاد

رایج. می‌تواند جایگزین druggie شود ولی حالت عامیانه و تحقیرآمیز کمتری دارد.

Common. Can replace 'druggie' but more neutral, less slangy.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000