در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
تپهای کشیده شده که توسط یخچال طبیعی شکل گرفته است.
An elongated hill formed by glacial ice reshaping the earth.
«منظره با تپههای یخچالی زیادی پوشیده شده بود.»
“The landscape was covered with many drumlins.”
«تپههای یخچالی تحرکات گذشته یخچالها را نشان میدهند.»
“Drumlins show past glacial movement.”