drum

/drʌm/
1noun (اسم)commonplural (جمع): drums

اسم — طبل

طبل

ابزار موسیقی که با ضربه زدن صدا تولید می‌کند.

A musical instrument that makes sound when struck.

«او در گروه طبل زد.»

He played the drum in the band.

«طبل صدای عمیقی دارد.»

The drum has a deep sound.

تفاوت با واژه‌های مشابه
percussionآلات ضربی

رایج. مجموعه‌ای از سازهای موسیقی شامل درام.

Common. A group of musical instruments including drums.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): drummedpast participle (مفعولی): drummed-ing (حال): drumming3rd (سوم): drums

فعل — ضربه زدن

ضربه زدننواختن طبل

به طور ریتمیک بر سطح یا ساز زدن.

To beat rhythmically on a surface or instrument.

«او با انگشتانش روی میز ضرب گرفت.»

He drummed his fingers on the table.

«گروه در کنسرت با صدای بلند طبل زد.»

The band drummed loudly at the concert.

تفاوت با واژه‌های مشابه
beatزدن

رایج. در زمینه موسیقی مشابه ولی معنای وسیع‌تری دارد.

Common. Similar in musical context but also broader meaning.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000