drummed

/drʌmd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): drummedpast participle (مفعولی): drummed-ing (حال): drumming3rd (سوم): drums

فعل — کوبید

کوبیدطبل زد

گذشته 'drum'؛ ایجاد صدایی ریتمیک با کوبیدن روی طبل یا سطح مشابه.

Past tense of 'drum': to make a rhythmic sound by hitting a drum or similar surface.

«او انگشتانش را روی میز کوبید.»

He drummed his fingers on the table.

«گروه در کنسرت به شدت طبل زد.»

The band drummed loudly at the concert.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000