در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
ابزار موسیقی که با ضربه زدن صدا تولید میکند.
A musical instrument that makes sound when struck.
«او در گروه طبل زد.»
“He played the drum in the band.”
«طبل صدای عمیقی دارد.»
“The drum has a deep sound.”
رایج. مجموعهای از سازهای موسیقی شامل درام.
Common. A group of musical instruments including drums.
به طور ریتمیک بر سطح یا ساز زدن.
To beat rhythmically on a surface or instrument.
«او با انگشتانش روی میز ضرب گرفت.»
“He drummed his fingers on the table.”
«گروه در کنسرت با صدای بلند طبل زد.»
“The band drummed loudly at the concert.”
رایج. در زمینه موسیقی مشابه ولی معنای وسیعتری دارد.
Common. Similar in musical context but also broader meaning.