در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
در زمانی معین انتظار میرود؛ قرار است اتفاق بیفتد یا برسد.
Expected at a certain time; scheduled to happen or arrive.
«نوزاد قرار است در ماه مه به دنیا بیاید.»
“The baby is due in May.”
«کتابهای کتابخانه شما باید فردا برگردانده شوند.»
“Your library books are due back tomorrow.”
روزمره. عمدتاً برای رویدادها یا ورودهای برنامهریزی شده با 'due' قابل جایگزینی است. هر دو جمله 'قطار به زودی انتظار میرود' و 'قطار به زودی میرسد' درست است.
Everyday. Largely interchangeable with 'due' for scheduled events or arrivals. 'The train is expected to arrive soon' and 'The train is due soon' both work.
به عنوان بدهی یا تعهد، باید پرداخت شود.
Owed as a debt or obligation.
«اجاره در اول ماه سررسید میشود.»
“The rent is due on the first of the month.”
«او ۵۰ پوند به من بدهکار است.»
“He has £50 due to me.”
پرداخت یا هزینهای که بدهکار است. اغلب به صورت جمع 'dues' استفاده میشود.
A payment or fee that is owed. Often used in plural 'dues'.
«حق عضویت سالانه جمعآوری میشود.»
“Membership dues are collected annually.”
«او حق عضویت اتحادیهاش را پرداخت کرد.»
“He paid his union dues.”
روزمره. هنگامی که به پرداختها برای خدمات یا عضویت اشاره دارد، با 'dues' قابل جایگزینی است. 'عوارض عضویت' و 'حق عضویت' اغلب به جای یکدیگر استفاده میشوند.
روزمره. در بافتهای مالی مستقیماً با 'due' قابل جایگزینی است. 'پرداخت بدهکار است' و 'پرداخت سررسید شده' هر دو یک معنی میدهند.
Everyday. Directly interchangeable with 'due' in financial contexts. 'Payment is owed' and 'Payment is due' mean the same.
Everyday. Interchangeable with 'dues' when referring to payments for services or membership. 'Membership fees' and 'membership dues' are often used interchangeably.
روزمره. اصطلاحی کلیتر است؛ 'dues' به پرداخت اجباری و مکرر اشاره دارد. 'پرداختهای عضویت' میتواند به 'dues' و همچنین سایر پرداختهای یکباره اشاره کند.
Everyday. A more general term; 'dues' specifies an obligatory, recurring payment. 'Membership payments' can refer to 'dues' but also other one-off payments.