owed

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/oʊd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): owedpast participle (مفعولی): owed-ing (حال): owing3rd (سوم): owes

فعل — بدهکار بود

بدهکار بودمدیون بودباید پرداخت می‌شد

صرف گذشته و اسم مفعول فعل owe به معنی بدهکار بودن به کسی برای پول، کالا یا خدماتی که دریافت شده است.

Past tense and past participle of 'owe', meaning to have an obligation to pay or repay (money, goods, or services) to someone in return for something received.

«او بیست دلار به من بدهکار بود.»

He owed me twenty dollars.

«شرکت مبلغ زیادی به تأمین‌کنندگانش بدهکار بود.»

The company owed a large sum to its suppliers.

تفاوت با واژه‌های مشابه
indebtedبدهکار

صفت. وضعیت داشتن بدهی را توصیف می‌کند. در حالی که owed چیزی را توصیف می‌کند که سررسید شده است، indebted شخصی را توصیف می‌کند که تعهد دارد. 'او به بانک بدهکار بود' ('He was indebted to the bank') درست است، اما 'The money was indebted' صحیح نیست.

Adjective. Describes the state of having a debt. While 'owed' describes something that is due, 'indebted' describes the person who has the obligation. 'He was indebted to the bank' works, but 'The money was indebted' does not.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000