در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
عمل مبارزه کردن در یک دوئل.
The act of fighting a duel.
«دوئل کردن زمانی یک رسم رایج در میان آقایان بود.»
“Dueling was once a common practice among gentlemen.”
«او در یک حادثه دوئل زخمی شد.»
“He was injured in a dueling incident.”
رسمی. به جنگ، به ویژه بین نیروهای مسلح اشاره دارد. گستردهتر از 'dueling' است زیرا به معنای مبارزه از پیش تعیین شده و تن به تن نیست.
Formal. Refers to fighting, especially between armed forces. Broader than 'dueling' as it doesn't imply a prearranged, one-on-one fight. 'Hand-to-hand combat' works, 'Combat training' works.
درگیر دوئل یا رقابت.
Engaged in a duel or rivalry.
«دو جناح درگیر نمیتوانستند به توافق برسند.»
“The two dueling factions could not agree.”
«شمشیرهای دوئلکننده با صدای بلندی به هم خوردند.»
“The dueling swords clashed loudly.”
روزمره. به تلاش برای پیروزی یا دستیابی به چیزی در برابر دیگران اشاره دارد. 'تیمهای رقیب' کار میکند، 'منافع متضاد' کار میکند. گستردهتر از 'dueling' است زیرا به معنای درگیری فیزیکی نیست.
Everyday. Refers to trying to win or achieve something against others. 'Competing teams' works, 'Competing interests' works. Broader than 'dueling' as it doesn't imply a physical fight.