combat

com·bat/ˈkɒm.bæt/
com-together, withbatto fight or strike
1noun (اسم)formal

اسم — مبارزه

مبارزهجنگنبرد

نبرد یا مبارزهٔ مسلحانه بین نیروها یا رقبای مختلف.

A fight or battle between armed forces or opponents.

«سربازان پس از مبارزه خسته بازگشتند.»

The soldiers returned from combat exhausted.

«مبارزه در این منطقه اخیراً تشدید شده است.»

Combat in this region has intensified recently.

تفاوت با واژه‌های مشابه
battleنبرد

متداول. وقتی به جنگ بین نیروها اشاره دارد قابل تعویض است؛ combat رسمی‌تر و نظامی‌تر به نظر می‌رسد.

Common. Interchangeable when referring to a fight between armed groups; 'combat' often sounds more formal or military.

fightدعوا، جنگ

روزمره. معمولاً برای درگیری‌های جسمی یا کلامی به کار می‌رود؛ رسمیّت combat را ندارد.

Everyday. Generally used for physical or verbal confrontations; less formal than combat, which is more military.

متضادها
2verb (فعل)formalpast (گذشته): combattedpast participle (مفعولی): combatted-ing (حال): combating3rd (سوم): combats

فعل — مبارزه کردن

مبارزه کردنمقابله کردنجنگیدن

فعالانه با کسی یا چیزی مبارزه کردن یا مخالفت کردن.

To fight against or oppose someone or something actively.

«آن‌ها با بهبود بهداشت با بیماری مبارزه می‌کنند.»

They combat disease by improving sanitation.

«نیروها برای مقابله با دشمن فرستاده شدند.»

Troops were sent to combat the enemy forces.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fightجنگیدن

متداول. در بسیاری از زمینه‌ها قابل تعویض است، به‌خصوص برای جنگیدن جسمی؛ combat رسمی‌تر و نظامی‌تر است.

Common. Interchangeable in many contexts, especially physical fighting; 'combat' as a verb is more formal and military.

battleمبارزه کردن

رسمی. معنی مشابه دارد اما battle معمولاً طولانی‌تر یا در مقیاس بزرگ‌تر است؛ combat ممکن است کوتاه‌تر یا مشخص‌تر باشد.

Formal. Similar meaning but battle is often more prolonged or large-scale; combat can be shorter or more specific.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000