dumbfound

dumb·found/dʌmˈfaʊnd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): dumbfoundedpast participle (مفعولی): dumbfounded-ing (حال): dumbfounding3rd (سوم): dumbfounds

فعل — مبهوت کردن

مبهوت کردنشکه کردن

کسی را چنان شگفت‌زده کردن که نتواند حرف بزند.

To greatly astonish or surprise someone, leaving them speechless.

«خبر همه افراد در اتاق را شوکه کرد.»

The news dumbfounded everyone in the room.

«او از پیشنهاد ناگهانی او مات و مبهوت شد.»

She was dumbfounded by his sudden proposal.

تفاوت با واژه‌های مشابه
astonishمتعجب کردن

رایج است. به معنای شگفت‌زده کردن؛ dumbfound بار احساسی بیشتر و سکوت پس از شوک دارد.

Common. Means to surprise or amaze; 'dumbfound' suggests stronger shock leaving one speechless.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000