elapsed

e·lapsed/ɪˈlæpst/
e-out of / awaylapseto slip or fall
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more elapsedsuperlative (عالی): most elapsed

صفت — سپری شده

سپری شدهگذشته

(در مورد زمان) گذشته، سپری شده.

(Of time) having passed or gone by.

«زمان سپری شده برای مسابقه دو ساعت بود.»

The elapsed time for the race was two hours.

«ما پروژه را پس از گذشت یک هفته بررسی کردیم.»

We reviewed the project after a week had elapsed.

تفاوت با واژه‌های مشابه
passedگذشته

روزمره. عموماً در اشاره به زمان با 'elapsed' قابل تعویض است. هر دو عبارت 'زمان گذشته' و 'زمان سپری شده' درست هستند، اما 'elapsed' در این بافت کمی رسمی‌تر/فنی‌تر است.

Everyday. Generally interchangeable with 'elapsed' when referring to time. 'The passed time' and 'the elapsed time' both work, but 'elapsed' is slightly more formal/technical in this context.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000