در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
نحوه قرار گرفتن دهان نوازنده روی دهانه ساز بادی برای تولید صدا.
The way a musician applies their mouth to the mouthpiece of a wind instrument to produce sound.
«نوازنده کلارینت حالت دهانش را برای صدای بهتر تنظیم کرد.»
“The clarinet player adjusted his embouchure for better tone.”
«حالت مناسب دهان برای سازهای بادی ضروری است.»
“Proper embouchure is essential for wind instruments.”