embush

em·bush/ɪmˈbʊʃ/
em-in, intobushshrub, thicket
verb (فعل)formalpast (گذشته): embushedpast participle (مفعولی): embushed-ing (حال): embushing3rd (سوم): embushes

فعل — کمین کردن

کمین کردنکمین گرفتن

پنهان شدن و انتظار برای حمله ناگهانی به کسی.

To hide and wait to attack someone by surprise.

«سربازان در جنگل به نیروهای دشمن کمین کردند.»

Soldiers embushed the enemy forces in the forest.

«شکارچی نزدیک مسیر کمین گرفت.»

The hunter embushed near the trail.

تفاوت با واژه‌های مشابه
ambushکمین

رایج. شکل شناخته‌شده‌تر مشابه معنا دارد که به حمله ناگهانی از پنهان‌گاه اشاره دارد.

Common. More widely used form meaning a surprise attack from hiding.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000