emerald

em·er·ald/ˈɛmərəld/
1noun (اسم)commonplural (جمع): emeralds

اسم — زمرد

زمرد

سنگ قیمتی سبز روشن

A bright green precious gemstone

«او گردنبندی با زمرد به گردن داشت.»

She wore a necklace with an emerald.

«انگشتر یک سنگ بزرگ زمرد دارد.»

The ring has a large emerald stone.

2adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more emeraldsuperlative (عالی): most emerald

صفت — زمردی

زمردی

سبز روشن مانند زمرد

Bright green in color like an emerald

«او یک لباس زمردی پوشید.»

She wore an emerald dress.

«برگ‌های زمردی در آفتاب می‌درخشیدند.»

The emerald leaves shone in sunlight.

تفاوت با واژه‌های مشابه
greenسبز

رایج. اصطلاح پایه رنگ، کمتر خاص از زمردی.

Common. Basic color term, less specific than emerald.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000