encephalopathic

en·ceph·a·lo·path·ic/ɛnˌsɛfəˈlæpəθɪk/
encephal/o-brain-pathdisease-icrelated to
adjective (صفت)technical

صفت — مربوط به بیماری مغز

مربوط به بیماری مغزمبتلا به بیماری مغزی

مربوط به یا دچار بیماری مغز بودن.

Related to or suffering from a disease of the brain.

«بیمار پس از عفونت علائم بیماری مغزی نشان داد.»

The patient showed encephalopathic symptoms after infection.

«بیماری‌های مغزی نیاز به درمان تخصصی دارند.»

Encephalopathic conditions require specialized treatment.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cerebralمغزی

رسمی. عمدتاً به مغز اشاره دارد و در متون پزشکی قابل تعویض است.

Formal. Refers generally to the brain, interchangeable in medical contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000