encases
فعل — پوشاندن
چیزی را به طور کامل در چیزی قرار دادن یا پوشاندن.
To enclose or cover something completely.
«یخ در زمستان شاخههای درخت را میپوشاند.»
“The ice encases the tree branches in winter.”
«او وسیله ظریف را در نایلون حبابدار قرار میدهد.»
“He encases the delicate item in bubble wrap.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. معنی بسیار مشابه؛ از همه طرف احاطه کردن یا بستن. در بیشتر موارد قابل جایگزینی است. 'حصار باغ را محصور میکند' مناسب است، 'حصار باغ را در بر میگیرد' نیز مناسب است اما کمتر رایج است و ممکن است به معنای تناسب محکمتر باشد.
Everyday. Very similar meaning; to surround or close off on all sides. Can be used interchangeably in most contexts. 'The fence encloses the garden' works, 'the fence encases the garden' also works but is less common and might imply a tighter fit.
رسمی/ادبی. چیزی را در غلاف یا پوشش قرار دادن، معمولاً برای تیغه یا سلاح. فقط زمانی قابل جایگزینی است که شیء پوشانده شده بلند و باریک باشد و پوشش مانند غلاف باشد. 'او شمشیرش را در غلاف کرد' مناسب است، 'یخ شاخهها را پوشاند' نیز مناسب است، اما 'پوشاندن یک کتاب' صحیح نیست.
Formal/literary. To put into a sheath or covering, typically for a blade or weapon. Interchangeable only when the object being covered is long and thin and the covering is like a sheath. 'He sheathed his sword' works, 'the ice sheathed the branches' works, but 'sheathed a book' does not.