encamp
فعل — اردو زدن
اردو زدن؛ اردوگاهی برپا کردن یا در اردوگاهی ساکن شدن.
To set up a camp or to settle in a camp.
«کوهنوردان تصمیم گرفتند برای شب کنار دریاچه اردو بزنند.»
“The hikers decided to encamp by the lake for the night.”
«آنها نزدیک رودخانه اردو زدند تا استراحت کنند.»
“They encamped near the river to rest.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی/نظامی. به اردوگاه موقت، اغلب بدون چادر یا تجهیزات سنگین، به ویژه برای سربازان یا کوهنوردان اشاره دارد. در زمینههای اقامت موقت و مینیمالیستی در فضای باز قابل جایگزینی است، اما برای کمپینگ عمومی کمتر رایج است. 'سربازان در کوهستان بیواک کردند' مناسب است، اما 'ما برای تعطیلات خانوادگی خود بیواک کردیم' صحیح نیست.
Formal/military. Refers to a temporary camp, often without tents or heavy equipment, especially for soldiers or mountaineers. Interchangeable in contexts of temporary, minimalist outdoor lodging, but less common for general camping. 'The soldiers bivouacked in the mountains' works, 'we bivouacked for our family vacation' does not.