encamp

en·camp/ɪnˈkæmp/
en-to cause to be in (a state)campa place where people live temporarily in tents or other shelters
verb (فعل)commonpast (گذشته): encampedpast participle (مفعولی): encamped-ing (حال): encamping3rd (سوم): encamps

فعل — اردو زدن

اردو زدنخیمه زدن

اردو زدن؛ اردوگاهی برپا کردن یا در اردوگاهی ساکن شدن.

To set up a camp or to settle in a camp.

«کوهنوردان تصمیم گرفتند برای شب کنار دریاچه اردو بزنند.»

The hikers decided to encamp by the lake for the night.

«آنها نزدیک رودخانه اردو زدند تا استراحت کنند.»

They encamped near the river to rest.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bivouacبیواک کردن

رسمی/نظامی. به اردوگاه موقت، اغلب بدون چادر یا تجهیزات سنگین، به ویژه برای سربازان یا کوهنوردان اشاره دارد. در زمینه‌های اقامت موقت و مینیمالیستی در فضای باز قابل جایگزینی است، اما برای کمپینگ عمومی کمتر رایج است. 'سربازان در کوهستان بیواک کردند' مناسب است، اما 'ما برای تعطیلات خانوادگی خود بیواک کردیم' صحیح نیست.

Formal/military. Refers to a temporary camp, often without tents or heavy equipment, especially for soldiers or mountaineers. Interchangeable in contexts of temporary, minimalist outdoor lodging, but less common for general camping. 'The soldiers bivouacked in the mountains' works, 'we bivouacked for our family vacation' does not.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000