enamelware

en·am·el·ware/ɪˈnæməlˌwɛər/
enamela glassy coating-warearticles of a specified kind
noun (اسم)common

اسم — ظروف میناکاری

ظروف میناکاریظروف لعابی

ظروف، لوازم آشپزخانه یا اقلام دیگر ساخته شده از فلز و پوشیده شده با لعاب یا مینا.

Utensils, dishes, or other articles made of metal and coated with enamel.

«مادربزرگم ظروف میناکاری قدیمی را برای آشپزخانه‌اش جمع‌آوری می‌کرد.»

My grandmother collected vintage enamelware for her kitchen.

«ظروف لعابی بادوام و به راحتی تمیز می‌شوند.»

Enamelware is durable and easy to clean.

تفاوت با واژه‌های مشابه
potteryسفالینه

روزمره. به ظروف سرامیکی ساخته شده از خاک رس و پخته شده اشاره دارد. با 'enamelware' قابل جایگزینی نیست زیرا سفال معمولاً فلزی یا با لعاب پوشیده نیست. 'سفالینه باستانی' مناسب است، اما 'enamelware باستانی' اگر از خاک رس باشد، صحیح نیست.

Everyday. Refers to ceramic ware made from clay and fired. Not interchangeable with 'enamelware' as pottery is typically not metal-based or enamel-coated. 'Ancient pottery' works, 'ancient enamelware' does not if made of clay.

crockeryظروف چینی و سفالی

روزمره. یک اصطلاح کلی برای بشقاب، کاسه و فنجان، که معمولاً از سرامیک ساخته شده‌اند. می‌تواند در عملکرد همپوشانی داشته باشد اما نه در ماده با 'enamelware'. 'شستن ظروف' مناسب است، اما 'پخت و پز در ظروف سفالی' معمولاً به معنای 'پخت و پز در enamelware' است.

Everyday. A general term for dishes, plates, and cups, usually made of ceramic. Can overlap in function but not material with 'enamelware'. 'Washing the crockery' works, but 'cooking in crockery' would usually be 'cooking in enamelware'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000