encapsulated

en·cap·su·lat·ed/ɪnˈkæpsjʊleɪtɪd/
en-to put intocapsulea small container-ateverb suffix-edpast tense/past participle
adjective (صفت)technical

صفت — محصور شده

محصور شدهپوشیده شده

درون یک کپسول محافظ یا پوشش قرار گرفته

Contained within a protective capsule or covering

«دارو برای آزادسازی تدریجی محصور شده بود.»

The drug was encapsulated for slow release.

«داده‌های محصور شده امن هستند.»

Encapsulated data is secure.

تفاوت با واژه‌های مشابه
enclosedمحصور شده

رایج. وقتی چیزی درون چیزی قرار گرفته باشد.

Common. Used when something is contained within.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000