adjective (صفت)common
صفت — اردو زده
اردو زدهمستقر در اردوگاه
در اردوگاه قرار داشتن یا زندگی کردن
Situated or living in a camp
«سربازان در نزدیکی رودخانه اردو زده بودند.»
“The soldiers were encamped near the river.”
«برای شب در جنگل اردو زدیم.»
“We encamped in the forest for the night.”
تفاوت با واژههای مشابه
stationed— مستقر
رایج. اشاره به حضور یا استقرار موقت دارد.
Common. Refers to being assigned or present at a place, often temporarily.