در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
قرار گرفتن یا تعیین شده در مکان خاص، معمولاً برای کار یا خدمت نظامی (گذشته/اسم مفعول).
Placed or assigned to a specific location, often for work or military service (past participle).
«نیروها در مرز مستقر شده بودند.»
“The troops were stationed at the border.”
«او دو سال در خارج از کشور مستقر بود.»
رایج. اغلب در جایگاههای نظامی یا رسمی معادل stationed است.
Common. Often synonymous in military or official assignments.
رسمی/فنی. تأکید بر جای گذاری استراتژیک مخصوصاً در محیط نظامی دارد.
Technical/formal. Emphasizes strategic placement especially in military contexts.