encrypting

en·crypt·ing/ɛnˈkrɪptɪŋ/
en-to cause tocrypthidden, secret-ingpresent participle
verb (فعل)technicalpast (گذشته): encryptedpast participle (مفعولی): encrypted-ing (حال): encrypting3rd (سوم): encrypts

فعل — رمزگذاری کردن

رمزگذاری کردنکد کردن

تبدیل داده‌ها به شکلی رمزگذاری شده برای جلوگیری از دسترسی غیرمجاز.

Converting data into a coded form to prevent unauthorized access.

«پیام برای محافظت در برابر هکرها رمزگذاری می‌شود.»

The message is encrypting to secure it from hackers.

«رمزگذاری فایل‌ها اطلاعات حساس را محافظت می‌کند.»

Encrypting files protects sensitive information.

تفاوت با واژه‌های مشابه
codingکدگذاری

اصطلاح فنی رایج، به طور کلی برای کدگذاری داده‌ها.

Common technical term, broadly for encoding data.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000