در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
تحمل کردن شرایط سخت یا دردناک به صورت صبورانه و در طول زمان
To suffer something painful or difficult patiently over a period of time
«او بدون شکایت سفر طولانی را تحمل کرد.»
“She endured the long journey without complaint.”
«آنها مجبور بودند شرایط آب و هوایی بسیار سخت را تحمل کنند.»
“They had to endure harsh weather conditions.”
رایج. در موقعیتهای تحمل ناراحتی جسمی یا روحی قابل جایگزینی است. کمتر برای دورههای طولانی یا ورزشهای استقامتی به کار میرود.
Common. Interchangeable in contexts of bearing physical or emotional discomfort. Less used for long periods or endurance sports.
رسمی. تاکید بر ادامه دادن با وجود سختیها دارد، بیشتر مربوط به تلاش است تا خود درد و رنج.
Formal. Emphasizes continuing despite difficulties, often related to effort, less on suffering pain itself.
ادامه داشتن یا باقی ماندن برای مدت طولانی
To continue to exist or last for a long time
«بنای تاریخی برای قرنها باقی مانده است.»
“The monument has endured for centuries.”
«نفوذ او مدتها بعد از مرگش باقی ماند.»
“His influence endured long after his death.”
رایج. معمولاً در بیان مدت زمان به جای endure به کار میرود؛ مثلا «سنتها برای چند قرن ادامه دارند.»
Common. Can often replace endure when referring to duration; 'The tradition lasts centuries.'
رسمی. بر وجود مستمر، معمولاً با وجود مشکلات، تاکید دارد.
Formal. Emphasizes continuous existence often despite difficulty.