فعل — ناتوان کردن
کسی یا چیزی را ضعیف یا ناتوان کردن.
To make someone or something weak or feeble.
«بیماری طولانی او را به میزان قابل توجهی ناتوان کرده بود.»
“The long illness had enfeebled him considerably.”
«کمبود استراحت مناسب بدن شما را ضعیف میکند.»
“Lack of proper rest will enfeeble your body.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. اصطلاحی کلی برای کمزور کردن چیزی. 'Enfeeble' رسمیتر است و غالباً به معنای فرآیند تدریجی یا طولانیمدت ضعیف شدن است، بهویژه از نظر جسمی یا ساختاری. 'Weaken' میتواند ناگهانی یا کلی باشد. مثال: 'بیماری او را ضعیف کرد' درست است، 'کهولت سن او را ناتوان کرد' درست است، که بر فرآیند بلندمدت تأکید دارد.
Common. A general term for making something less strong. 'Enfeeble' is more formal and often implies a gradual or prolonged process of becoming weak, particularly physically or constitutionally. 'Weaken' can be sudden or general. Example: 'The disease weakened him' works, 'Old age enfeebled her' works, emphasizing a long-term process.