enquiring

en·quir·ing/ɪnˈkwaɪərɪŋ/
en-to causequireto ask or seek information
adjective (صفت)common

صفت — پرس‌وجوگر

پرس‌وجوگرکنجکاو

نشان دادن علاقه به یادگیری یا پرسیدن سوال

Showing interest in learning or asking questions

«ذهن پرس‌وجوگر او را به کشفیات جدید رساند.»

Her enquiring mind led her to new discoveries.

«دانش‌آموز پرس‌وجوگر سوالات زیادی پرسید.»

The enquiring student asked many questions.

تفاوت با واژه‌های مشابه
inquisitiveکنجکاو

رایج. تقریباً در زمینه‌های کنجکاوی یا پرسش جایگزین است.

Common. Almost interchangeable in contexts of curiosity or questioning.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000