enwrought

en·wrought/ɛnˈrɔːt/
en-to cause to bewroughtworked, shaped
adjective (صفت)archaiccomparative (تفضیلی): more enwroughtsuperlative (عالی): most enwrought

صفت — شکل داده شده

شکل داده شدهکارشده

به دقت شکل داده شده یا کارشده، به ویژه در فلزکاری؛ همچنین به معنی تحت تأثیر یا دچار شدن عمیقاً است.

Carefully shaped or worked, especially of metal or craftwork; also means deeply influenced or affected.

«گردنبند نقره‌ی کارشده بسیار زیبا بود.»

The enwrought silver necklace was beautiful.

«او عمیقاً تحت تأثیر احساسات بود.»

He was enwrought with emotion.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000