espionage

es·pi·o·nage/ˈɛspiənɑːʒ/
noun (اسم)formal

اسم — جاسوسی

جاسوسی

عمل جاسوسی یا استفاده از جاسوسان، معمولاً توسط دولت‌ها برای به دست آوردن اطلاعات سیاسی و نظامی.

The practice of spying or of using spies, typically by governments to obtain political and military information.

«او به اتهام جاسوسی دستگیر شد.»

He was arrested on charges of espionage.

«جاسوسی نقش مهمی در طول جنگ سرد داشت.»

Espionage played a crucial role during the Cold War.

تفاوت با واژه‌های مشابه
spyingجاسوسی

روزمره. متداول‌ترین و مستقیم‌ترین مترادف. در بیشتر زمینه‌ها، به ویژه غیررسمی‌تر، می‌توان آن را با 'espionage' به طور متناوب استفاده کرد. 'او در حال جاسوسی دستگیر شد' کار می‌کند.

Everyday. The most common and direct synonym. Can be used interchangeably with 'espionage' in most contexts, especially less formal ones. 'He was caught spying' works, 'The government engaged in spying' works.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000