در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
فرد معمولی، نماینده مردم عادی
an ordinary person, representative of common people
«او در رمان بهعنوان فرد معمولی به تصویر کشیده شده است.»
“He is portrayed as the everyman in the novel.”
«فیلم داستان یک آدم معمولی روبرو با چالشها را روایت میکند.»
“The film tells the story of an everyman facing challenges.”