everyman

ev·ery·man/ˈɛvrimæn/
everyall, eachmanperson, human being
noun (اسم)commonplural (جمع): everymen

اسم — آدم معمولی

آدم معمولیشخص معمولی

فرد معمولی، نماینده مردم عادی

an ordinary person, representative of common people

«او در رمان به‌عنوان فرد معمولی به تصویر کشیده شده است.»

He is portrayed as the everyman in the novel.

«فیلم داستان یک آدم معمولی روبرو با چالش‌ها را روایت می‌کند.»

The film tells the story of an everyman facing challenges.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000