evidenced

evi·denced/ˈɛvɪdənst/
verb (فعل)formalpast (گذشته): evidencedpast participle (مفعولی): evidenced-ing (حال): evidencing3rd (سوم): evidences

فعل — اثبات کردن

اثبات کردننشان دادن

بر اساس حقایق یا اطلاعات، چیزی را به طور واضح نشان دادن یا اثبات کردن.

To show or prove something clearly based on facts or information.

«مهارت‌های او با عملکردش اثبات شد.»

His skills were evidenced by his performance.

«داده‌ها روندی را نشان دادند.»

The data evidenced a trend.

تفاوت با واژه‌های مشابه
demonstratedنشان داده شده

رسمی. به وضوح ارائه شواهد یا اثبات.

Formal. Showing evidence or proof clearly.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000