evolve

e·volve/ɪˈvɒlv/
e-out, fromvolveto roll, turn
1verb (فعل)commonpast (گذشته): evolvedpast participle (مفعولی): evolved-ing (حال): evolving3rd (سوم): evolves

فعل — تکامل یافتن

تکامل یافتنرشد کردن

روند تدریجی رشد و توسعه به شکل پیچیده‌تر یا بهتر در طول زمان

To develop gradually over time into a more complex or better form

«زبان‌ها در طول قرن‌ها تکامل می‌یابند.»

Languages evolve over centuries.

«شرکت‌ها باید تکامل پیدا کنند تا بقا یابند.»

Companies must evolve to survive.

تفاوت با واژه‌های مشابه
developرشد کردن

رایج. در زمینه‌های کلی تغییر تدریجی یا بهبود قابل جایگزینی است — مثلا species develop over time و evolve مشابه‌اند. در زیست‌شناسی evolve دقیق‌تر است. برای تأکید بر پیشرفت تدریجی استفاده می‌شود.

Common. Interchangeable in general contexts of gradual change or improvement — 'species develop over time' works similarly to 'evolve'. In biology, 'evolve' is more precise. Chosen when emphasizing gradual progress.

progressپیشرفت کردن

روزمره و رسمی. وقتی موضوع بهبود باشد بیشتر استفاده می‌شود. وقتی منظور پیشرفت کلی است جایگزین evolve می‌شود اما برای تغییر گونه‌ها مناسب نیست.

Everyday/formal. Often used when focusing on improvement rather than biological change. Can replace 'evolve' when meaning broader advancement — but not for species change specifically.

متضادها
2verb (فعل)formalpast (گذشته): evolvedpast participle (مفعولی): evolved-ing (حال): evolving3rd (سوم): evolves

فعل — پدید آوردن

پدید آوردنشکل دادن

به تدریج چیزی را به وجود آوردن، به ویژه از طریق رشد یا گشایش طبیعی

To produce something gradually, especially by natural development or unfolding

«طرح داستان به تدریج در سراسر رمان شکل گرفت.»

The plot evolved gradually throughout the novel.

«ایده‌هایش حاصل سال‌ها پژوهش بودند.»

Her ideas evolved from years of research.

تفاوت با واژه‌های مشابه
generateتولید کردن

رسمی. وقتی تمرکز بر ایجاد یا تولید است جایگزین evolve می‌شود ولی مفهوم پیشرفت طبیعی و تدریجی را ندارد.

Formal. Can replace 'evolve' when focusing on creation or production, especially of ideas or systems, but lacks implication of slow natural progression.

unfoldباز شدن

ادبی/غیررسمی. برای توصیف تدریجی باز شدن یا رشد چیزی به کار می‌رود، معمولا درباره رویدادها یا احساسات، تا حدی با evolve مشترک است.

Literary/informal. Used to describe gradual revealing or developing of something, often abstract like events or feelings, overlapping partially with 'evolve'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000