در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به گونهای که بسیار بیشتر از حد معمول است؛ به طور استثنایی.
In a way that is much greater than usual; unusually.
«او در امتحان به طور استثنایی خوب عمل کرد.»
“She performed exceptionally well on the exam.”
«هفته گذشته هوا به طور استثنایی سرد بود.»
“The weather was exceptionally cold last week.”
رایج. تقریباً همان معنی اما شدت کمتری دارد؛ برای تاکید روی موارد خاص استفاده میشود.
Common. Similar meaning but less intense; used for emphasis on certain things.
رایج. بر چیزی که شایان توجه است تاکید دارد؛ کمی رسمیتر از exceptionally.
Common. Emphasizes something worthy of attention; slightly more formal than 'exceptionally'.