exculpate

ex·cul·pate/ˈɛkskʌlpeɪt/
ex-outculpblame-ateverb suffix
verb (فعل)formalpast (گذشته): exculpatedpast participle (مفعولی): exculpated-ing (حال): exculpating3rd (سوم): exculpates

فعل — تبرئه کردن

تبرئه کردنبی‌گناه دانستن

از گناه یا مسئولیت مبرا کردن؛ اعلام بی‌گناهی فرد.

To clear from guilt or blame; declare someone not responsible.

«شواهد متهم را تبرئه کرد.»

The evidence exculpated the suspect.

«او از تمامی اتهامات تبرئه شد.»

She was exculpated from all charges.

تفاوت با واژه‌های مشابه
acquitتبرئه کردن

رسمی. اعلام بی‌گناهی قانونی یا اخلاقی.

Formal. To pronounce not guilty legally or morally.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000