excursion

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

ex·cur·sion/ɪkˈskɜːrʒən/
ex-outcursionrunning or going
noun (اسم)commonplural (جمع): excursions

اسم — گشت

گشتگردش کوتاهسفر کوتاه

یک سفر کوتاه معمولاً برای تفریح یا آموزش

a short trip or outing usually for leisure or education

«کلاس ما به موزه سفر کوتاهی رفت.»

Our class went on an excursion to the museum.

«آن‌ها از گردش آخر هفته در ساحل لذت بردند.»

They enjoyed a weekend excursion to the beach.

تفاوت با واژه‌های مشابه
outingگردش

رایج. معنای مشابه و اغلب در گفتار معمولی قابل جایگزینی.

Common. Similar meaning often interchangeable in casual use.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000