در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
معاف از انجام یک وظیفه یا قانون که دیگران باید رعایت کنند.
Free from an obligation or rule that others must follow.
«دانشآموزان با نمرات بالا از امتحان نهایی معاف هستند.»
“Students with high grades are exempt from the final exam.”
«سازمانهای غیرانتفاعی از برخی مالیاتها معاف هستند.»
“Non-profit organizations are exempt from certain taxes.”
رسمی. وقتی به محافظت در برابر وظایف اشاره دارد قابل جایگزینی است، معمولاً در زمینههای حقوقی یا پزشکی.
Formal. Interchangeable when referring to protection from obligations, often used in legal or medical contexts.
رایج. وقتی کسی رسماً اجازه دارد کاری را انجام ندهد، قابل جایگزینی است.
Common. Can replace 'exempt' when someone is officially allowed not to do something.
رها کردن کسی از یک وظیفه یا قانون.
To free someone from an obligation or rule.
«قانون جانبازان را از پرداخت برخی مالیاتها معاف میکند.»
“The law exempts veterans from paying certain taxes.”
«او به دلیل مشکلات سلامتی از خدمت هیئت منصفه معاف شد.»